ای سراپا همه خوبی برگرد
بی تو من غصه ام و آهم و درد
بعد تو هستی من نیست شده
هدیه دادی تو به من قلبی سرد
از غم رفتن تو میمیرم
ای که نشناخته ام کردی طرد
کوچه خاطره را بگذشتم
یادم افتاد به تو ای همدرد
جانمازم شده اینجا پر اشک
از دعاها نشوم من دلسرد
تو معطر همه چون نرگس و ناز
بی تو پژمرده شدم ،گشتم زرد
سایه ات حنجره ای از فریاد
بی وفا،عشق تو رسوایم کرد
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 18:8 توسط نیلوفر
|
