تو در شکستن دل ماهرانه استادی
برو برو که دگر از نگاهم افتادی
تمام مردم این شهر از تو میگویند
پر از کرشمه بیدی و همدم بادی
به یاد زلف تو بر باد تکیه خواهم داد
کجاست همدم و هم ناله ای و فریادی
میان رفتن و ماندن شکست و پرپر شد
دلی که برده ای و پس فرستادی
تو با نگاه خودت کار دست من دادی
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 18:11 توسط نیلوفر
|
