دارم آینه ها رو گم می کنم کم کم.... تو رو هر طرف رو می کنم می بینم... نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی... تو که لحظه لحظه حالم رو می دونی... ا گه این بهارم بر نگردی خونه... دیگه چیزی از من یادت نمی مونه.... من و رها کن از این فکر تنهایی.... تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی.... دارم از فکر تو از خودم رد میشم... دارم عاشقی رو با تو بلد می شم...



+
نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 1:17 توسط نیلوفر
|
