امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چه ها می بینی همه در چشمه ی مهتاب غم از دل شویند امشب ای ماه تو هم از طالع من غمگینی کی براین کلبه ی طوفان زده سر خواهی زد ....ای پرستو که پیان آور فروردینی.... شهریارا اگر آییین محبت باشد.... چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی !!! 




























+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 23:1 توسط نیلوفر
|
